انتظار free domainجامعه مجازی، شبکه اجتماعی، دوست یابی، دوستیابی، ثبت دامنه، ثبت دامین
روزی به قصد دانستن جای تو
از همه پرسيدم:
كجاست؟
زمين گفت: من هم منتظرم،
هر چه مي گردم نمي يابم.
آسمان گفت:چشمان من چنان بر زمين دوخته است،
تا اگر آمد چكه چكه بسرايمش.
دريا گفت: هر روز به چشمان آسمان خيره ام،
تا اگر آمد موج موج خبر آمدنش فرياد كنم.
درخت گفت: قد مي كشم
تا اگر آمد،
برگ برگ راه آمدنش مهيا سازم.
و من به خود گفتم:
كجاست؟ همه منتظرند،
پس من هم مي نويسم تا اگر آمد،

نبسته ام به کس دل
نبسته کس به من دل
چو تخته پاره بر موج
رها رها رها من
ز من هر آن که او دور
چو دل به سينه نزديک
به من هر آنکه نزديک
از او جدا جدا من
نه چشم دل به سویی
نه باده در سبویی
که تر کنم گلویی
به ياد آشنا من
ستاره ها نهفته
در آسمان ابری
دلم گرفته ای دوست
هوای گريه با من
در منطق دين دو اصطلاح داريم كه يكي "هادي" و ديگري "مهدي" است از نظر قاعدة زبان و لغت هادي اسم فاعل و به معناي هدايت كننده و رهنمون است و مهدي اسم مفعول و به معناي هدايت شده مي باشد. يكي از اسمهاي خداوند در قرآن مجيد هادي است يا « هادي المظلين» اي هدايت كنندة گمراهان. در سورة بقره از قرآن مجيد دربارة هدايت سخن آمده است :
"بسـم اللـه الـرحمـن الـرحيـم. الـم، ذلـك كتاب لايب فيـه هـدي للمتقين...."
ا.ل.م سه حرف جداي از يكديگر است ومعني مستقل و يا يك جمله نيست و ظاهرا معنائي ندارد و اما بعضي از مفسرين گفته اند: ا.ل. م يعني المهدي كه الف ولام ان حرف تعريف و حرف ميم اول اسم مهدي است. اگر اين تفسير و تعبير درست باشد معناي اين آيه اينست كه:
"المهدي آن كتـابـي است كه هيچ شك و ترديدي در آن نيست و پرهيز كاران را هدايت مي كند
بهار آرام مىآيد به ديدار گل نرگس نسيم فتح و پيروزى ز گلزار گل نرگس صبا بر صحن باغستان سرود مهر مىخواند گلاب از عرش مىريزد به دربار گل نرگس گل ناهيد مىسوزد زهجران دل عاشق ستاره کام مىگيرد ز ديدار گل نرگس رواق ابروى احمد، فروغ ديده آدم توان نور خورشيدى ز رخسار گل نرگس قرار زورق نوح، و حجاب نيل موسايى عروج قامت عيسى ز انوار گل نرگس بهاران، مژده ميلاد مهدى را بيان دارد تمام قدسيان ديگر پرستار گل نرگس گل نرگس ز چشم عاشقان پنهان نمىماند خوشا چشمى که مىماند وفادار گل نرگس خوشا چشمى که مىگريد به شوق ديدن رويش خوشا قلبى که مىباشد گرفتار گل نرگس بگو اى جلوه سينا بگو اى عروةالوثقى جهان آرام مىگيرد ز گفتار گل نرگس بگو اى زاده زهرا، بگو اى صاحب دلها بگو اى آخرين معصوم و مهيار گل نرگس منم فرزند مکه، جان احمد، وارث حيدر يدالله فوق ايديهم بود يار گل نرگس منم مصلح، منم منجى، منم هادى، منم مهدى منم غمخوار محرومان و دلدار گل نرگس گل سوسن، گل مريم، گل اختر، گل لاله گل اميد مىرويد ز گلزار گل نرگس گل ديگر نمىخواهم بجز باغ گل زهرا دل مشتاق آشفته خريدار گل نرگس

کمتر بشري بر روي کره خاکي پاي گذاشته که فطرت الهي او، همواره او را به عدل و قسط فرا نخوانده باشد، به گونه اي که ظالم ترين انسان ها نيز وقتي به وجدان خويش نظر کنند، «عدالت» را امري نيک، و ظلم و بي عدالتي را بد و ناشايست مي يابند. از اين روي، بشر از ابتداي آفرينش، همواره به اميد بر پايي جامعه اي سرشار از قسط و عدل روزگار سپري کرده است، اگر چه روز به روز بر ابعاد ظلم در زندگي او افزوده شده است. چه جنگ هاي خونيني که در طول تاريخ رخ نموده و چه خون هاي پاکي که بر خاک ريخته، چه انسان هاي مظلومي که تنها بهره آنان از زندگي ظلم و تعدي ديگران بوده است و چه صفات روشن و سفيد تاريخ که به ظلم ظالمان تاريک و سياه شده است و اما خداوند متعال اراده فرموده است که در پايان اين کتاب، برگه هاي سفيد و نوراني، رقم خورده و نه تنها کشورمان به حکومتي عادلانه اداره مي شود، که تمامي زمين را عدل و قسط فراگيرد و زمام امور جامعه و فرد به دست صالحان و مستضعفان قرار گيرد
راز طول عمر حضرت مهدي (عج)
خداي تبارك و تعالي سه ويژگي از سه تن از پيامبران را در قائم ما جاري ساخته است:
ولادت او را همچون ولادت حضرت موسي قرار داده است. غيبت او را همانند غيبت حضرت عيسي مقرر فرموده است. عمر طولاني او را چون عمر حضرت نوح قرار داده است. آنگاه به بنده صالح خود -حضرت خضر- عمر طولاني داده تا دليل عمر او باشد. در روايات بسياري كه از حضرت رسول اكرم، صلّياللهعليهوآله، و امامان معصوم به ما رسيده؛ آمده است كه در قائم آل محمد، صلّياللهعليهوآله، سنتي از حضرت نوح هست و آن عمر طولاني آن حضرت است.
روزي امام صادق، عليهالسلام، يكي از اصحاب را مشاهده نمودند كه از طول غيبت حضرت وليعصر، عجّلالله تعاليفرجهالشريف، دچار شگفتي شده است. به همين مناسبت چنين فرمودند :
خداي تبارك و تعالي سه ويژگي از سه تن از پيامبران را در قائم ما جاري ساخته است: ولادت او را همچون ولادت حضرت موسي قرار داده است. غيبت او را همانند غيبت حضرت عيسي مقرر فرموده است. عمر طولاني او را چون عمر حضرت نوح قرار داده است. آنگاه به بنده صالح خود -حضرت خضر- عمر طولاني داده تا دليل عمر او باشد.
در روايات بسياري كه از حضرت رسول اكرم(ص)،و امامان معصوم به ما رسيده؛ آمده است كه در قائم آل محمد، صلّياللهعليهوآله، سنتي از حضرت نوح هست و آن عمر طولاني آن حضرت است. و در همة اين روايات اين نكته به صورت قطعي و ترديد ناپذير مطرح شده است.
حتي يكبار امام صادق، عليهالسلام، انكار منكران را تقبيح نموده، چنين فرمودند:
چرا نميپذيرند كه خداوند عمر صاحب اين امر را طولاني گرداند، چنانكه عمر حضرت نوح، عليهالسلام، را طولاني نموده بود؟
يكبار ديگر چنين فرمود:
وليّ خدا از عمر طولاني برخوردار خواهد بود. حضرت ابراهيم خليل، عليهالسلام، 120 سال عمر كرد ولي به صورت جوان نيرومند سيساله در ميان مردم ظاهر ميشد. قائم ما نيز به صورت جواني نيرومند ظهور ميكند، كه مردم او را انكار مي كنند.
براي ما كه پيرو فرمان پيامبر، صلّياللهعليهوآله، و امامان اهل بيت، عليهمالسلام، هستيم هيچ يك از اينها جاي شگفتي نيست، اما عمر طولاني چندين هزار ساله براي بندگان صالح خدا چون خضر و عيسي و براي بندگان ناشايستي چون شيطان و دجّال واقع شده است.
اما در مورد اينكه به صورت جوان نيرومند ظاهر ميشود، داستانهاي جالبتري هست :
گفته ميشود كه «عُزَير» با اهل بيت خود عازم سفر شد و همسرش حامله بود. عزير در آن زمان پنجاه سال داشت، خدايش او را به مدت صد سال تمام ميراند، آنگاه زنده ساخت و به صورت يك فرد پنجاه ساله به اهل بيت خود بازگشت، پسرش در حاليكه صد سال داشت، از او استقبال كرد ...!
آيا داستان عٌزَير، و استقبال پسر صد ساله از پدر پنجاه ساله شگفتانگيزتر است، يا عمر طولاني حضرت وليعصر، عليهالسلام؟!
و شگفتانگيزتر از آن داستان «نصر بن دهمان» از قبيله غطفان است كه 190 سال زندگي كرده، سپس به صورت جوان شاداب و باطراوتي بازگشته و حيرت و تعجب معاصرين خود را برانگيخته است !!!
داستان «نصربن دهمان» به عنوان شگفتانگيزترين داستان عرب در منابع تاريخي آمده است.
معروف است كه خداوند به زليخا نيز جواني و زيبايياش را بازگردانيد و حضرت يوسف،(ع) با او ازدواج كرد.
طول عمر حضرت مهدي، عجّلاللهتعاليفرجه، در برابر شگفتيهاي جهان آفرينش چندان عجيب نيست، زيرا او حجت خداست. خدايش او را سالم و تندرست، با اعصابي نيرومند و نسوجي قوي و عضلاتي محكم آفريده است، و بدون يك عامل خارجي چون زهر و شمشير، مرگ به سراغ او نخواهد آمد، چنانكه ديگر امامان معصوم نيز چنين بودند .
حتي انسان عادي نيز پيش از آنكه يك اختلالي در نظام زندگياش پديد آيد و قسمتي از اندامهايش را از كار بيندازد از دنيا خارج نميشود